تبليغاتX
دریچه
دریچه
 

 
دانشمندان آمریکایی و هلندی کشف کردند که مورچه ها و موریانه ها قادرند برای تامین غذای خود کود گیاهی بسازند و در باغ سبزیجات لانه خود قارچ بکارند.

به گزارش خبرگزاری مهر، مورچه ها و موریانه ها می توانند محیط زندگی خود را برای کسب غذا تغییر دهند. اکنون نتایج دو تحقیق مجزا نشان می دهد که استراتژیهای همزیستی که این حشرات برای کاشت قارچها استفاده می کنند همزمان می تواند عملکرد خوبی را برای خاک محل زندگی آنها به همراه داشته باشد.

در تحقیق اول که به دست دانشمندان دانشگاه ویسکونسین- مدیسون انجام شد نشان می دهد که مورچه های نوع Acromyrmex و Atta باکتریهای تثبیت کننده نیتروژن را برای کاشت قارچهایی که از آنها به عنوان غذا استفاده می کنند استخدام می کنند. این حشرات اجتماعی نقش بسیار مهمی در اکوسیستم مناطق حاره ای قاره آمریکا ایفا می کنند و می توانند به رشد بهتر گیاهان و بازیافت مواد غذایی کمک کنند.

این دو گروه مورچه ها از قارچهای خانواده Lepiotaceae تغذیه می کنند و این قارچها را در لانه های خود و با استفاده از کود گیاهی حاصل از برگهای درختان می کارند. برای تولید این کود گیاهی مورچه ها به میزان زیادی نیتروژن نیاز دارند.

این دانشمندان برای کشف چگونگی جمع آوری این میزان زیاد نیتروژن، 80 کلونی مورچه ها را از آرژانتین، کاستاریکا و پاناما به لابراتوار آورده و آنها را پرورش دادند. سپس مکانیزم باغبانی مورچه ها را کشف کردند.

در این مطالعات مشخص شد که در زیرلایه برگهایی که تازه جمع شده بودند مورچه ها حجم بالایی از باکتریهای تثبیت کننده نیتروژن را به کار گماشتند و این باکتریها نیتروژن را از هوا جمع آوری کرده و به کود گیاهی تزریق کردند. به این ترتیب مورچه ها با استفاده از این کود غنی از نیتروژن قارچهای خوراکی خود را کشت دادند.

براساس گزارش ساینس، در تحقیق دوم که محققان دانشگاه هلند انجام دادند دریافتند که موریانه های آفریقایی از زیرخانواده Macrotermitinae از 30 میلیون سال قبل تنها یک نوع قارچ را برای مصرف غذایی خود می کارند. این نشان می دهد که از 30 میلیون سال قبل تا کنون میراث ژنتیکی این حشرات تغییر نکرده است.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 14:6 توسط زاده رحمانی |

انسان های بزرگ دو دل دارند:

دلی که درد می کشد و پنهان است، دلی که می خندد و آشکار است.

+ نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 11:58 توسط زاده رحمانی |

 

     
 
دويچه بانک آلمان در تحقيق جديدي که انجام داده به اين نتيجه رسيده است که رشد پايدار در بخش کشاورزي نقش موثري در حفظ امنيت غذايي جهان خواهد داشت. دويچه بانک همچنين گفته است که جهان در حال حاضر سه چالش غذايي عمده در پيش رو دارد.


چالش اول اين است که گرسنگي در سطح جهان در حال افزايش است. اوايل دهه 1990، افزايش تعداد افراد گرسنه در سطح جهان بعد از طي دو دهه سير نزولي دچار تغيير فاحشي شد و از آن پس به دليل افزايش قيمت غذا در اثر بحران مالي، رو به افزايش گذاشت. بحران مالي نيز به نوبه خود موجب شد قيمت محصولات کشاورزي تا حدودي افت کند و تجارت محصولات کشاورزي و مبادلات مرتبط با آن کاهش يابد. امروزه اقشار کثيري از مردم گرسنه جهان به طور مستقيم يا غير مستقيم براي بقاي خود به کشاورزي وابسته‏اند.
بر اساس آخرين ارزيابي به عمل آمده از سوي سازمان فائو (FAO)، امروزه بالغ بر 969 ميليون نفر در جهان با هزينه‌اي کمتر از يک دلار در روز زندگي مي‏کنند و حدود سه چهارم از آنها براي بقا خود به کشاورزي وابسته هستند. در واقع، فقر و تنگدستي شديد اين افراد خروج از اين وضعيت را براي آنها غير ممکن ساخته است. گزارش جديد دويچه بانک همچنين حاکي است که جمعيت گرسنگان جهان تا پايان سال 2009 به بيش از يک ميليارد نفر خواهد رسيد.

چالش دوم، عدم وجود تعادل در رژيم غذايي روزانه افراد است. اگرچه سوء تغذيه ناشي از فقر همچنان يکي از دلايل عمده مرگ در سراسر جهان است، ساير بيماري‏هاي مرتبط با رژيم غذايي از جمله چاقي، بيماري‏هاي قلبي، انفراکتوس و ديابت نيز در حال گسترش است. اتحاديه اروپا اخيرا هشدار داده است که پرخوري و عدم تحرک ناشي از زندگي مدرن باعث شده چاقي به چالش اول بهداشت عمومي انسان‏ها در قرن 21 تبديل شود و اين مساله نگراني جهانيان در خصوص رشد روزافزون چاقي ميان کودکان را به شدت افزايش داده است.

چالش سوم توليد غذا، نابودي محيط زيست و طبيعت مي‏باشد. تخريب محيط زيست از دو جنبه با غذا در ارتباط است. اين مساله با محدود کردن محصولات غذايي، توليد مواد غذايي را کاهش مي‏دهد. از سوي ديگر، اين مساله حاصل فعاليت‏هاي نادرست کشاورزي است. مشکلاتي مانند فرسايش خاک، آلودگي آب، انتشار گازهاي گلخانه‏اي و از بين رفتن تنوع زيست محيطي، تهديدي جدي عليه توليد جهاني غذا به شمار مي‏رود.

طبق اين گزارش، در تعيين موقعيت توليد غذاي جهاني عوامل جديدي نقش دارند. رشد درآمد، جهاني شدن، توسعه شهري، قيمت بالاي انرژي و تغييرات آب و هوايي به سرعت در حال تغيير وضعيت تقاضا، عرضه و دسترسي به غذا در جهان مي‏باشند.

بر اساس پيش بيني‏هاي صورت گرفته، افزايش جمعيت و همچنين افزايش رشد اقتصادي کشورهاي در حال توسعه در دهه‏هاي آتي به رشد تقاضاي غذا منجر خواهد شد. علاوه بر اين، تقاضاي جهاني غذا نه تنها افزايش مي‏يابد، بلکه از لحاظ ماهيتي نيز دچار تغييرات عمده خواهد شد. گسترش شهري سازي و تغيير ترجيحات غذايي موجب شده است تقاضا براي توليدات گران قيمت غذايي در کشورهاي در حال توسعه افزايش يايد.

از سوي ديگر، عرضه غذا تحت تاثير عوامل متعددي قرار دارد. فائو اعلام کرده است که براي تامين غذاي مورد نياز جمعيت 9 ميليارد نفري جهان در سال 2050، بايد توليد کنوني را دو برابر کرد. تحقق اين هدف مستلزم رفع موانعي از قبيل محدوديت زمين‏هاي کشاورزي، کمبود آب، قيمت بالاي انرژي، افت سرمايه گذاري در زمينه تحقيقات کشاورزي و افزايش ضايعات غذايي مي‏باشد.

گرم شدن زمين عامل ديگري است که از سوي بانک دويچه به عنوان تهديد جدي عليه عرضه غذا به ويژه در نيمکره جنوبي کره خاکي معرفي شده است. طبق گزارشي که اخيرا منتشر شده، دماي زمين در هر يک از دو دهه 20 سال آتي حدود 2/0 درجه سانتي گراد گرمتر خواهد شد و پيش بيني مي‏شود دماي زمين تا اواخر قرن جاري، حدود 6/0 الي 4 درجه سانتي گراد گرمتر شود.
بانک مذکور هشدار داده است گرم شدن زمين تبعات غيرقابل جبراني را براي امنيت غذايي جهان به ويژه در آفريقا و بخش‏هايي از آسيا و آمريکاي لاتين به دنبال خواهد داشت.

علاوه بر موارد مذکور، مساله عدم دسترسي به غذا مشکل ديگري است که بايد آن را رفع کرد. دليل گرسنگي يک ميليارد نفر از جمعيت جهان در زمان حاضر، کمبود غذا نيست، دليل اصلي در واقع عدم دسترسي به غذا است. گزارش فوق، لزوم تنظيم قيمت‏هاي مواد غذايي با ايجاد توازن بين عرضه و تقاضاي غذا را مورد تاکيد قرار داده است.

اين گزارش همچنين با پرداختن به چشم انداز امنيت غذايي در قرن 21 اعلام کرده است که مسائل مربوط به کمبود مواد غذايي، توليد را در اين قرن با مشکل اساسي مواجه خواهد کرد. رقابت بر سر زمين‏هاي کشاورزي و منابع آب، قيمت بالاي انرژي و تغييرات آب و هوايي همگي بدان معنا است که جهان بايد با منابع کمتر، غذاي بيشتري توليد کند. رشد پايدار در بخش کشاورزي، عاملي حياتي براي تغذيه جهان در دهه‏هاي آتي است.

 
 
 
 
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 7:35 توسط زاده رحمانی |

 




















































+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 7:43 توسط زاده رحمانی |

 
فوبیا هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است.

به گزارش خبرگزاری مهر، در حدود 19.2 میلیون نفر انسان در سن 18 سالگی در آمریکا به گونه های مختلفی از این اختلال روحی مبتلا هستند که در ادامه نشریه لایو ساینس به مشهورترین آنها اشاره کرده است.

ترس از مار (Ophidiophobia): یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به همم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است.

ترس از خزندگان عجیب (Entomophobia): شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات تنها احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع این توانایی را دارند که برخی از انسانها را به شدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها با عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسربچه هایی با همین سن وجود ندارد. دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است.

ترس از مکان (Agoraphobia): در حدود 1.8 میلیون جوان 18 ساله در آمریکا از قرار گیری در اماکنی که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعالیتهایی که شامل این فوبیا می شوند آسانسور، حضور در رقابتهای ورزشی، پلها، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، رانندگی، فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها بر شمرده شده اند. این هراس می تواند باعث شود افراد هرگز خانه های خود را ترک نکنند، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگیرند.

ترس از دیگران (Xenophobia): در صورتی که صحبت کردن در برابر دیگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صدای شمار را گرفته کرده و عرق از سر و روی شما جاری می کند، بدانید که نشانه های این فوبیا در شما وجود دارد. بیگانه ترسی پدیده ای است که 15 میلیون جوان آمریکایی از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه خوردن و آشامیدن این افراد نیز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. این فوبیا از سن 13 سالگی در نوجوانان آغاز می شود.

ترس از بلندی(Acrophobia): یکی از رایج ترین ترسها در میان افراد است که در حدود 3 تا 5 درصد از آمریکایی ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. برخلاف تصور پیشین دانشمندان که این فوبیا را ناشی از ترسی غیر واقعی می دانستند مطالعات جدید نشان می دهد مبتلایان به این ترس، ارتفاع ساختمانها را بسیار بیشتر از ارتفاع واقعی می بینند و همین امر بر ترس آنها می افزاید.

ترس از تاریکی (Lygophobia): برای بسیاری از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسی شدید ناشی از بیرون آمدن هیولایی از زیر تختخواب و یا از داخل کمد دیواری است. در واقع ترسیدن از تاریکی یکی از رایجترین ترسها در میان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهی نهفته است. کودکان در تاریکی به هر پدیده ممکنی فکر می کنند و معتقدند در تاریکی دزدی خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و یا اسباب بازی های آنها را به سرقت خواهد برد. ریشه این ترس کودکان از ناشناخته های آنان سرچشمه می گیرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالی نیز ادامه پیدا خواهد کرد.

ترس از صائقه (Astraphobia): صدای مهیب رعد و برق می تواند علائمی مانند تپش شدید قلب را برای افرادی که از فوبیای رعد و برق رنج می برند در برداشته باشد و به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا زندگی خود را به مناطقی منتقل می کنند که از شرایط جوی آرامی برخوردار است. نکته جالب درباره این فوبیا این است که مبتلایان از ترس خود احساس خجالت داشته و آن را مخفی نگاه می دارند.

ترس از پرواز (Aviophobia): ترسی است که در حدود 25 میلیون انسان تنها در آمریکا به آن مبتلا هستند. این افراد در دو گروه ترس، ترس از سقوط هواپیما و ترس از کابین کوچک هواپیما تقسیم می شوند. جالب است بدانید نسبت مرگ انسانها در سقوط هواپیما یک در 20 هزار است در حالی که این نسبت در مرگهای ناشی از سوانح رانندگی یک در 100 و در مرگ ناشی از حملات قلبی یک در پنج است.

ترس از سگ (Cynophobia): حتی کوچک ترین و بامزه ترین سگهای نژاد ژرمن شپرد می توانند ترسی مهیب را در مبتلایان به این نوع از فوبیا ایجاد کنند. این ترس معمولا از احتمال گاز گرفته شدن خود فرد و یا افرادی دیگر توسط سگها ناشی می شود البته برخی تنها نسبت به سگهای شکاری و یا تازی هراسناک هستند.

ترس از دندانپزشک (Odontophobia): در حدود 9 تا 20 درصد از آمریکاییها به دلیل ترس و واهمه از رفتن به دندانپزشکی خودداری می کنند. در صورت ابتلا به این فوبیا فرد به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه به یک دندانپزشک نبوده و تنها در صورتی که درد امان آنها را ببرد به مطب دندانپزشکی خواهند رفت. از دلایل ریشه ای ارائه شده برای ابتلا این ترس، تجربیات بد گذشته از دندانپزشک، ترس از تزریق لثه و ترس از صندلی و مته دندانپزشکی عنوان شده اند که معمولا می توان آن را با همکاری دندانپزشک از میان برداشت.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 11:25 توسط زاده رحمانی |

جاوا